شده تا حالا پدرتون باهاتون حرف بزنه یا بحث کنه و شما هی تو دلتون بگین خدای من شکرت که داره باهام حرف میزنه که دارم صداشو میشنوم؟!


شده تا حالا پشت سر پدرتون باشین و اون دود سیگار رو بده بیرون و شما با رضایت کامل و محض دود سیگارش رو نفس بکشین و به طور عجیبی باز هی بگین خدایا شکرت شکرت شکرت؟!!


(من قبلا از دود سیگار پدرم حالم بد میشد و عصبی میشدم!)


شده تا حالا عشق کنین که کنارش رو صندلی جلو نشستین و اون هی حرف بزنه و تمام حواستون به صداش باشه؟


شده تا حالا سرتونو رو به آسمون کنین و یه نفس خیلی عمیق بکشین و باتمام وجود خوشبختی رو حس کنین؟!


پدرم چند روزی بیمارستان بستری بودن و چندروزی میشه که برگشتن و به لطف دعای همه عزیزانم، حالشون خیلی خوبه!



+از خدا میخوام که حالِ خوبِ پدرم دایمی باشه.


+از خدا میخوام که حال همه پدرا خوب باشه.


+معذرت میخوام از کسایی که پدرشون فوت کرده ولی باید اینو مینوشتم که جار بزنم که پدرمو میخوام و بقیه هم قدر پدرشونو بدونن!



به قول شیشه عزیز " خدا رو چجوری باید شکر کرد آخه؟ "