مشهد بیا مشهد بیا

اللهم صل علی محمد و ال محمد

میدونین اگه یه صلوات دیگه بفرستین کمتر از 20 روز دیگه من در حرم امام رضا قدم میزنم 

که همانا بودن در حرم اما رضا یکی از ارزوهامه که هی براورده میشه باز که برمیگردم مث روز اول همونجوری آرزووووووووو طور میمونه 

اللهم صل علی محمد و ال محمد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

آخ مشهد


اللهم صل علی محمد و ال محمد

یه صلوات بفرستین من برم مشهد :|

اللهم صل علی محمد و ال محمد
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

مادر امین زاده

امروز رفته بودیم یه جایی مراسم، یه خانوم مُسن هی غر میزد. گوش دادم متوجه شدم که 

گویا قبلا مکان برگزاری این برنامه یه جای دگه بوده و کسی به ایشون اطلاع نداده 

و این شده که کلی مسیر رو پیاده امده تا اینجا و پادردش عود کرده.

در همین موقع دزدی به گله زد! :D  

در همین موقع دیدم  که از اون دور دورا چایی میارن. هی با خودم گفتم برو براش چایی بگیر بیار دعات کنه 

باز گفتم نمیخواد حالا بشین تو! هستن بقیه

بعد از چند ثانیه طی یک حرکت انتحاری و خودشیرینانه رفتم براشون چایی آوردم. 

عاغا نگم که اصن غر زدن رو فراموش کرد :D و چقدر  ازم تشکر کرد کلی هم دعا کرد.



+ انقده دوس دارم سالمندا رو! مخصوصا بابابزرگا رو (چشم قلبی)

+خدا همه شونو نگه داره و واسه منم نگهش داره.اللهم صل علی محمد و آل محمد.





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

انگیزه ندار

شده انقدر جمله تو ذهنت  وول بخورن که ندونی چی بنویسی؟!
من اکثر مواقع همینجوری ام.

انگیزه درس خوندنم کم شده.

+دعا کنیم برای هم. سپاس
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

آمار

خوبه که آدمی سه ساعت  برای دو صفحه وقت بذاره؟ :/

خوب یا بد، من انجام دادم. دق قی قا  3 ساعت روی یک جدول مونده بودم که بفهممش و با عنایت خداوند منان فهمیدمش بالاخره. 


چرا من آمار رو نمیفهمم؟ 

هر چقدر به خودم میگم زندگی ارزشش بیشتر از اونی هست که ناراحته آمار یاد نگرفتنت باشی :||| ولی خب خیلی بدم میاد که نمیفهممش. اه

********************


+همیشه ناراحت میشم و همیشه هم تو دلم به خودم میگم زندگی ارزشش بالاتر از ایناس که خودت رو برا فلان چیز ناراحت کنی. آخرش هم نمیدونم پس ارزش زندگی به چیه و برای چی باید ناراحت بشم. بهتره دیگه ادامه ندم و نوشتن رو در همینجا متوقف کنم!


+ خواهان دعای همگان هستیم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

ارشد

اون پادری بود که قول داده بودم به سرانجام برسه،رسید. خیلی وقت پیش رسید.

پس از کلی بلاتکلیفی بنا بر یک سری دلایلی که فقط برا خودم مهم هستند:/ تصمیم گرفتم رشته خودم رو ادامه بدم و این چنین است که پس از چند سال دوری از کتابهای درسی نسبتا عزیز، در حال مطالعه و آماده نمودن خود برای شرکت در کنکور کارشناسی ارشدم.

یک توصیه کاربردی در اینجا ثبت میکنم باشد که به کار آید و شما هم دعای منو به همراه صلوات، آمین بگین.سپاس

اول اینکه: اگر یک ابسیلون به مقوله درس علاقه دارین خب از کتاب هاتون دور نشید، من الان باید هر مطلب رو قریب به 6 بار بخونم تا بفهمم چی به چیه :||||||||  (خنگ نیستم)

دوم اینکه: دعا کنین برام موفق بشم در این راه. (در این قسمت صلوات بفرستین و در دل آمین بگویید)



خیلی ممنونم.


+اللم صل علی محمد و آل محمد
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

میانمار



چکار کنم واسه اینایی که بی گناه تو میانمار کشته میشن؟ چکار کنم؟ :(



+اللهم عجل لولیک الفرج



۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

رانندگی و شکست

خوردم عاقا! اولین شکست رو خوردم!
از یک هفته پیش که امتحان مقدماتی شهری ازم گرفتن و قبول شدم بهم گفته بودن که راس ساعت 8 صبح روز سه شنبه همراه با دو تا عکس و اصل شناسنامه و کارت ملی و یک عدد خودکار آبی  برای امتحان آیین نامه اینجا باشین.

در شرایطی که صبح باید میرفتم امتحان بدم، ساعت 12 شب به ذهن مبارکمان آمد که عکس نداریم، با خودم گفتم ولش کن صبح پیدا میکنم
بعد از نماز صبح شروع کردم عملیاتِ گشتن رو! همه جا گشتم تا اینکه یه دونه عکس -که قبلا واسه دفترچه بیمه بود- رو پیدا کردم که آثار مُهرِ بیمه هم روش هویدا بود ولی خداروشکر کردم و خوشحال بودم که یادم افتاد خودکار!

تا همین ساعت 1 دیشب خودکار آبی وجود داشت ولی هر چی گشتم نبود که پدر گفت بیا بریم سر راه میخریم.

خلاصه رسیدیم آموزشگاه، آنقدر شلوغ بود که آدم فکر میکرد اشتباهی اومده! با زحمت خودم رو رسوندم به اون میز و  با ترس به خانوم منشی گفتم که عکس ندارم میشه برم آزمون بدم تا پدر برن عکس بیارن؟ اصن نذاشت جمله ام تموم شه. گفت: نه اصلا یک درصد هم فکر نکن که بدون عکس میشه بری داخل! منم بذارم افسر نمیذاره

ده دیقه ناراحت بودم و کاسه چه کنم چه کنم دست گرفته بودم که دیدم جَو آرومتر شده و منش لبخند به لب داره دوباره بهش گفتم خانوم من یه دونه عکس دارما با یه دونه نمیشه. باز اخماش رفت تو هم و گفت: "من گفتم دو تا1 صب کن پرونده ات رو ببینم"

اون دنبال پرونده مگیشت من تو دلم دعا میکردم:D

تا اینکه عمل با موفقیت انجام شد و یه دونه عکس کافی بود.

امتحان آیین نامه رو قبول شدم.

ازم پرسید امتحان شهری رو الان میدی یا هفته بعد؟ گفتم : نه هفته بعد میدم.

ولی جیکِ درون میگفت الان بده

رفتم با خانومایی که میخواستن امتحان شهری بدن صحبت کردم،همگان نظرشون این بود که بیا برو رد شو:||||| ینی منظورشون این بود که دفه اول همه رو رد میکنه پس چه بهتر که الان رد بشی و وقتت تلف نشه :D:D:D

خلاصه دیدم کلی خانوم اونجا هست و جَو دوستانه و خوبه و اینکه یه حس اعتماد بنفسی داشتم مطمعن بودم که قطعا قبول میشم، تصمیمم عوض شد و اعلام کردم که میام امتحان میدم.

نگم که بخاطر اینکه دیر اعلام آمادگی کرده بودم اسممو نوشته بودن نفر آخری و همه خانوما رفتن :|

من موندم و تقریبا ده تا آقا! دیگه پدر هم نرفت خونه و موند پیشم
دفعه آخری سه تا آقا مونده بود به افسر گفتم منم بیام گفت نَعععع! شما بمون با بابات بیا:||||

هیچی دیگه من بودم و بابام و افسر!

اومدم ترمز دستی رو بکشم هر چی زور داشتم استفاده کردم ولی تکون نمیخورد. بهش گفتم ضامن رو میکشم ولی این خیلی سفته
افسره گفت دلیل نیار :|
هر کار کردم نتونستم ب پدر گفت شما بکش پدر ترمز دستی رو کشید
در این قسمت من قشنگ هول شده بودم و از دست رفته بودم! یه جوری بودم انگار بدنم بی حس شده بود:/
گفت خب حرکت کن! ینی هرچقدر پامو از رو کلاچ برمیداشتم ماشین تکون نمیخورد قشنگ یه بیست ثانیه معطل کلاچ بودم تا پامو برداشتم ماشین خاموش شد
گفت: بسلامت! باباتو هم خسته کردی این همه مدت نگهش داشتی تو آفتاب:/

انگار که سطل آب یخ ریختن تو سرممم
چشام پر اشک شد ولی به زور خودمو نگه داشتم که نریزه بیرون :/

+شاید مسخره باشه ولی احساس میکنم این اولین شکست زندگیم بود که در عین آمادگی رخ داد! شکست های قبلیم خودم میدونستم که تلاش نکردم ولی اینو تلاش کرده بودم و نشد. :(

+ ادامه نداشته باشن صلوات

+ خدایا شکرت
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

نخودسیاه

از منزجرکننده ترین! لحظه ها برای من وقتی هست که بهم بگن میخوایم بریم فلان جا بعد ییهو به یک دلیلی(که گویا این دلیل فقط به نظر من قانع کننده نیس و به عبارت دیگر خیلی هم الکی هست!) میگن نمیرم.


از شواهد پیداست که این حس منزجرکننده فقط سراغ من نمیاد و همه این حس رو در همچین مواقعی دارن ولی من بعدش دیگه هرچی این جیکِ درونم با قیافه ای به صورت دوتا نقطه و یک خط! منو دلداری میده که خجالت بکش مگه بچه شدی و خب حتما قرار بوده تو راه تصادف کنی بمیری! مرگ رو ترجیح میدی؟!!!! جوابم فقط و فقط اینه که "بله میخوام برم و مرگ رو ترجیح میدم"

میخوام ینی بگم در اون لحظه این همه عصبانی میشم.



+ امید آن است که بزرگتر که شدم بتوانم با لحظاتی این چنینی کنار بیایم.
+ ولی آخه بزرگتر از این؟!!
+هیس:/ امیدوار باش فقط
+باشه.آمین آمین


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد

پادری


امروز به تاریخ 29مرداد ماه 1396 به منظور احداث یک عدد پادریِ کاموایی دست به کار شدم!

 از خداوند منان و جیکِ درون تقاضا دارم که کمک کنن به اتمام برسه

ایشالا تاریخ اختتامیه اش رو هم بزنم بلند صلوات بفرس :D


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جیک جیک نژاد